تبليغاتX
خدا اقبالی - موزیک و متن آهنگهاي آلبوم زندونی

خدا اقبالی

داریوش پرست(به نام داریوش بخشنده و مهربان)

 خسته‌ام                                                     خسته ام


  محبس خويشتن منم از اين حصار خسته‌ام
من همه تن انالحقم كجاست دار خسته‌ام
در همه جاي اين زمين همنفسم كسي نبود
زمين ديار غربت است از اين ديار خسته‌ام

كشيده سرنوشت من به دفترم خط عزا
از آن خطي كه او نوشت به يادگار خسته‌ام
به گِـرد خويش گشته‌ام سوار اين چرخ و فلك
بس است تكرار ملال ز روزگار خسته‌ام

دلم نمي‌تپد چرا به شوق اينهمه صدا
من از عذاب كوه بغض به كوله‌بار خسته‌ام
هميشه من دويده‌ام به سوي مسلخ غبار
از آن كه گم نمي‌شوم در اين غبار خسته‌ام

دلم تباه مي‌شود سلسله رو به زوال
من از تبار حسرتم كه از تباه خسته‌ام
قمار بي‌برندگيست قمار تلخ زندگي
چه برده و چه باخته از اين قمار خسته‌ام 
 
 
 بهار خاموش
                                                
بهار خاموش


  بر آن فانوس كَش دستي نيفروخت
بر آن دوكي كه بر رف بي‌صدا ماند
بر آن آيينه زنگار بسته
بر آن گهواره كَش دستي نجنباند
بهار منتظر بي‌مصرف افتاد

بهار منتظر بي‌مصرف افتاد
به هر بامي درنگي كرد و بگذشت
به هر كويي صدايي كرد و اِستاد
ولي نامد جواب نه از قريه نه از دشت

به هر كويي صدايي كرد و اِستاد
ولي نامد جواب نه از قريه نه از دشت

كسي پيدا نشد غمناك و خوشحال
كه پا بر جاده خلوت گذارد
كسي پيدا نشد در مقدم سال
كه شادان يا غمين آهي بر‌آرد

كه شادان يا غمين آهي بر‌آرد
كه شادان يا غمين آهي بر‌آرد

كسي از كومه سر بيرون نياورد
نه مرغ از لا نه نه دود از اجاقي
هوا با ضربه‌هاي دف نجنبيد
گـلي خود روي برنامد ز باغي

هوا با ضربه‌هاي دف نجنبيد
گـلي خود روي برنامد ز باغي

بهار آمد نبود اما حياتي
در اين ويران سراي محنت وغم
بهار آمد دريغا از نشاطي
كه شمع افروزد و بگشايدش در

كه شمع افروزد و بگشايدش در
كه شمع افروزد و بگشايدش در 

 
 گذري بر شبانه                                       گذر
 
نه دود از كومه‌اي برخاست در ده
نه چوپاني به صحرا دم به ني داد
نه گل روييد نه زنبور پر زد
نه مرغ كدخدا برداشت فرياد

نه گل روييد نه زنبور پر زد
نه مرغ كدخدا برداشت فرياد

كوچه‌ها باريكن دكونها بسته‌اس
خونه‌ها تاريكن طاقها شكسته‌اس
از صدا افتاده تار و كمونچه
مرده مي‌برن كوچه به كوچه

از صدا افتاده تار و كمونچه
مرده مي‌برن كوچه به كوچه

نگاه كن مرده‌ها به مرده نميرن
حتي به شمع جون سپرده نميرن
شكل فانوسين كه اگه خاموشه
واسه نفت نيست هنوز يه عالم نفت توشه

از صدا افتاده تار و كمونچه
مرده مي‌برن كوچه به كوچه

جماعت من ديگه حوصله ندارم
به خوب اميد و از بد گله ندارم
گر چه با ديگرون فاصله ندارم
كاري با كار اين قافله ندارم

از صدا افتاده تار و كمونچه
مرده مي‌برن كوچه به كوچه
 
 نفرين بر دشمن                                    
نفرین به دشمن


  خدايا اين وطن مأواي مايه
دل و دلدار دل، ‌آروم مايه
نميدُم اين ولايت را به دشمن
زماني كه حقيقت يار مايه

نميدُم اين ولايت را به دشمن
زماني كه حقيقت يار مايه

نياد اون روز كه ايران خوار گرده
به دست دشمنش بيمار گرده
الهي جان و مالُم هرچه دارُم
فداي موطنـُم ايران گرده
فداي موطنـُم ايران گرده

الهي دشمنت بي‌خانمون بي
ذليل و دربدر در اين زمون بي
مترس از دست غدار زمونه
كه يارت ملت ايران زمين بي

مترس از دست غدار زمونه
كه يارت ملت ايران زمين بي 

 
 كارون                                   کارون          


  اي مقصد آزادگي پر باز كن، پر باز كن
كارون صدايت ميزند پرواز كن، پرواز كن
همراه با كارون ما فرياد كن، فرياد كن
با دشمن بيدادگر بيداد كن، بيداد كن

تا وارهند از قيد بند اين مردم محنت زده
تا پايه ظلم و ستم ويران شود در شهر و ده

كارون ما، كارون ما بشنو حديث سوز ما
از حسرت ديروز ما از ماتم امروز ما

از قطره‌هاي خون ما قلبت به رنگ لاله شد
تا رشته آزادگي در قلب ميهن پاره شد

كارون ما، كارون ما بشنو حديث سوز ما

تا كي تـَـنـَـد بر پود ما تار سياه بندگي
تا كي خِـلـَد خار ستم بر پاي لخت زندگي
زحمت از آن ما همه رحمت از آن ديگران
ذلت به كوي ما همه لذت به كوي ديگران

كارون ما، كارون ما بشنو حديث سوز ما
از حسرت ديروز ما از ماتم امروز ما

اي شاهد درد و بلاي روز و شب افزون ما
كارون دردآلود ما اي خسته و محزون ما

كارون ما، كارون ما بشنو حديث سوز ما
از حسرت ديروز ما از ماتم امروز ما

كارون ما، كارون ما بشنو حديث سوز ما
از حسرت ديروز ما از ماتم امروز ما 

                 
 سلام                                            سلام


 
سلام، سلام
سلام اي خاك خوب مهرباني
درفش، درفش
درفش سرفراز كاوياني
سلام اي گمشده در بودن خويش
به يغما رفته هم آيين و هم كيش

سلام، سلام
سلام اي سرزمين آريايي
دريغ، دريغ
دريغا دوري و دردا جدايي
سلام ايران من كي رفتي از ياد
كه بودي مهد خوبان خانه داد

سلام اي اهل دل را جاي ايمن
دليران را دل خاك تو مأمن
سلام اي شهر خوب اي شهر آرش
سياوش را كجا مي‌سوز آتش

چرا شب ناله تلخي تو اكنون
هراست كي بُدي از دشمن دون
كجا چنگيز و تيمور و سكنـدر
تواناي نبردت اي قلنــدر
شگفتا گر بميرد روشنايي
نهان مانـَد نوا در بينوايي

سلام، سلام
سلام اي خاك خوب مهرباني
درفش، درفش
درفش سرفراز كاوياني
سلام اي گمشده در بودن خويش
به يغما رفته هم آيين و هم كيش

سلام، سلام
سلام اي سرزمين آريايي
دريغ، دريغ
دريغا دوري و دردا جدايي
سلام ايران من كي رفتي از ياد
كه بودي مهد خوبان خانه داد 
 
 
 زندوني                                            زندونی


  وقتيكه دل تنگه فايده‌اش چيه آزادي
زندگي زندونه وقتي نباشه شادي
آدم كه غمگينه دنيا براش زندونه
مابين صد مليون بازم تنها مي‌مونه

دنياي زندوني ديواره
زندوني از ديوار بيزاره

پرنده كه بالش مي‌سوزه
دل غم به حالش مي‌سوزه
آخه مرگه واسه‌اش رهايي
پرنده كه بالش مي‌سوزه
آدمي كه شادي نداره
به خدا آزادي نداره
مي‌كنه زندگيش رو زندون
آدمي كه شادي نداره

دنياي زندوني ديواره
زندوني از ديوار بيزاره

پرنده كه بالش مي‌سوزه
دل غم به حالش مي‌سوزه
آخه مرگه واسه‌اش رهايي
پرنده كه بالش مي‌سوزه
آدمي كه مي‌شه شماره
روي يه عكس بي‌قواره
ديگه آخه كجا مي‌تونه
سري بين سرها در آره

دنياي زندوني ديواره
زندوني از ديوار بيزاره

هواي قفس كشنده
بيرون پر از درنده
كجـــــا بره پرنده
دنياي زندوني ديواره
زندوني از ديوار بيزاره 

 لالايي                                          لالایی


 
لالا مي‌گم برات خوابت نمياد
بزرگت مي‌كنم يادت نمياد
لالا كن بوته خوشرنگ پنبه
كه با ما دست اين دنيا به جنگه

شب مهتابي امشب دوباره
مامات رفته دل من بي‌قراره
مامات رفته به جاده تباهي
الهي بشكنه قلبش الهي
مي‌خواست با فقر و بدبختي بجنگه
مي‌گفت بيهوده مردن خيلي ننگه
اجل اومد رسيد هنگام مرگش
فنا شد در فساد اون قلب تنگش

شب مهتابي امشب دوباره
مامات رفته دل من بي‌قراره
مامات رفته به جاده‌ي تباهي
الهي بشكنه قلبش الهي
مي‌خواست با فقر و بدبختي بجنگه
مي‌گفت بيهوده مردن خيلي ننگه
اجل اومد رسيد هنگام مرگش
فنا شد در فساد اون قلب تنگش

سفارش كرده غمخوار تو باشم
به روز و شب پرستار تو باشم
بزرگ شي و بجنگي با گناه‌هاش
كه ساموني بگيره آرزوهاش

حالا من موندم و تو توي خونه
عزيزم قلب تو خيلي جوونه
حالا من موندم و تو توي خونه
عزيزم قلب تو خيلي جوونه 
 


 صدايم كن                                صدایم کن


 
صدايم كن اي صداي تو شيشه شب را سنگ ويراني
صدايم كن اي صداي تو پرده شب را چنگ ويراني
خوشا با صداي تو از خود گذشتن
صدايم كن، صدايم كن، صدايم كن

صداي تو خنجر صداي تو سنگر
از اين دام وحشت رهايم كن

بخوان آواز هميشه سبز رها شدن از شب بسته
كه تا شكوفد گلهاي سرخ ترانه بر هر لب بسته
به جشن طلوع گل و نور و گندم
صدايم كن، صدايم كن، صدايم كن
در اين فصل گلگون در اين باغ پَرپَر
براي شكفتن رهايم كن

ببين شبِ خون به باغ گلگون چگونه دشنه مي‌بارد
بخوان و بخوانيم سرود شكفتن كه شام خون سحر دارد
سحر دارد، سحر دارد

صدايم كن اي صداي تو بانگ بيداري در ديار ما
صدايم كن اي صداي تو شعر سرخ خشم تبار ما
خوشا با صداي تو از خود گذشتن
صدايم كن، صدايم كن، صدايم كن

صداي تو خنجر صداي تو سنگر
از اين دام وحشت رهايم كن


 پسرم                                       پسرم


 
خونه خالي خونه سرده خونه سرد و سوت و كوره
با اميدت آينه دق واسه من سنگ صبوره
با اميدت آينه دق واسه من سنگ صبوره

پسرم وقتي كه تو دنيا بياي
چراغ خونه‌ام رو روشن مي‌كني
پسرم وقتي بياي با خنده‌هات
به دلم رنگ جووني مي‌زني
پسر، پسر زندگيم رو پُر مي‌كنه
پسر، پسر قند عسل مي‌شي برام
عصاي دستم مي‌شي تا بزرگ شدي
من از خدا غير تو چيزي نمي‌خوام

خونه خالي خونه سرده خونه سرد و سوت و كوره
با اميدت آينه دق واسه من سنگ صبوره
با اميدت آينه دق واسه من سنگ صبوره

پسرم وقتي كه تو دنيا بياي
چراغ خونه‌ام رو روشن مي‌كني
پسرم وقتي بياي با خنده‌هات
به دلم رنگ جووني مي‌زني
پسر، پسر زندگيم رو پُر مي‌كنه
پسر، پسر قند عسل مي‌شي برام
عصاي دستم مي‌شي تا بزرگ شدي
من از خدا غير تو چيزي نمي‌خوام 


 پنجره (علي كنكوري)                     علی کنکوری


  با چشمهاي بي فروغ ميون راست و دروغ
خودم رو گم مي‌كنم توي اين شهر شلوغ
پچ‌پچ آدمكها بس كه تو هم مي‌دوه
ديگه فرياد من رو سايه‌ام هم نمي‌شنوه

صداي زنجير تو گوشم مي‌خونه
تو داري از غافله دور مي‌موني
سرت رو خم كن كه درها وا مي‌شن
تا بگي نه پشت كنكور مي‌موني

من مي‌خوام مثل همه ساده زندگي كنم
چادر موندنم رو هرجا خواستم بزنم
توي اين دريا نمي‌خوام نهنگ كوري باشم
پشت اين درهاي قفل علي كنكوري باشم

صداي زنجير تو گوشم مي‌خونه
تو داري از غافله دور مي‌موني
سرت رو خم كن كه درها وا مي‌شن
تا بگي نه پشت كنكور مي‌موني

من مي‌خوام مثل همه ساده زندگي كنم
چادر موندنم رو هرجا خواستم بزنم
توي اين دريا نمي‌خوام نهنگ كوري باشم
پشت اين درهاي قفل علي كنكوري باشم

صداي زنجير تو گوشم مي‌خونه
تو داري از غافله دور مي‌موني
سرت رو خم كن كه درها وا مي‌شن
تا بگي نه پشت كنكور مي‌موني

صداي زنجير تو گوشم مي‌خونه
تو داري از غافله دور مي‌موني
سرت رو خم كن كه درها وا مي‌شن
تا بگي نه پشت كنكور مي‌موني

 


 

+ نوشته شده در ساعت توسط مهرداد |


مهرداد
از شاهین شهر
22 ساله


HOME
E-Mail
:BAHAR20:


Archives

آبان 1387



Links

آهنگهای قدیمی داریوش
پوسته برای Jet Audio
وبلاگ داداشم فقط متال
كليپ هاي داريوش 2
کلیپ های داریوش1
طـــراح قـــالــب
** احساسي ترين نوشته ها **
کسب درآمد
جاوا اسکريپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسي
منبع کد آهنگ براي وبلاگ
منبع کد موزيک براي وبلاگ
قالب هاي بهار20


فالنامه

FreeCod Fall Hafez




Design by : BAHAR-20


online
Online Dating

Script Menu

افراد آنلاين: نفر